سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
دردانه خلقت
 
   1   2   3   4      >



با تو هستم ای دوست! با توأم!



لحظه­ای غافل نشو از قلب من


بی تو آوای دلم غمگین و حزن انگیز خواهد شد.


شانه­ام منزلگه هر خستگی، خانه اندوه خواهد شد.


ای عزیز مانده بر یاد، از یادم مبر.


حرف دل بشنوف صدایت می­کند.


تا کجا چشمم به راهت!؟


دل هوایت می­کند... .


 



 


زینبیان ::: چهارشنبه 2/10/88 ::: ساعت 4:10 عصر
نظرات دیگران: نظر


علی بر عرش بالا بی نظیر است


علی بر عالم و ادم امیر است.


آغاز ولایت مولود کعبه، امیر مومنین علی(علیه السلام) را به همه دوستداران آن حضرت تبریک وتهنیت میگویم.


عاشقان عیدتان مبارک.


زینبیان ::: شنبه 14/9/88 ::: ساعت 4:12 عصر


سالیانی است دراز که تو مهمان نجیب لحظه هایم شده ای.


من چه غافل به نسیم کوی تو کردم عادت،


وچه آسان دل بستم و چه جذاب است همراهی دوست.


بعد از آن روز تو شدی مونس تنهایی من.


آرزویم همه این شد که تو همواره بمانی با من.


طعم شیرین محبت را تازه من حس کردم،


به گمانم این است رسم زیبای جهان،


عشق ورزیدن رسم انسانی ماست.


زینبیان ::: شنبه 14/9/88 ::: ساعت 4:5 عصر


من گرفتارم در تونل تاریک زمان،


 روشنایی می­خواهم، یک سبد نور و چراغ.


کسی هست آیا که به من ارزانی دهد آن را!؟


در تکاپویم! به دنبال گمشده­ای! هر چه می­جویم نشانی نمی­یابم.


من به تردید دلم مشغولم،


 آنچه از همه عمر نصیبم شده است، کوله بار حیرانی است.


مثل یک دانه گیاه، در دل خاک­ها مدفون شده­ام


باغبانی می­خواهم،


باغبانی که مسیرم بگشاید و نفس هدیه کند به من رو به فنا.


من وجودم تشنه ست،


خاک من، آب حیاتی می­خواهد تا رسد بر اوج... .


 


زینبیان ::: دوشنبه 18/8/88 ::: ساعت 4:49 عصر


دلم گرفته، دلم عجیب گرفته،


انگار آنچه که بر چنگ دل نواخته می­شود، طنین دلتنگی را زمزمه می­کند.


و اکنون بیش از هر وقت بیکس و تنها شده­ام.


گرچه دست روزگار مرا با خلوت خود خو داده است امّا باز در آرزوی یک اتفاق زیبا می­مانم،


در انتظار آمدن یک دوست،


و هنوز امید بستم به صدایی که مرا خواند و کسی که دستم گیرد


شاید از قعر حادثه خود را یابم


گرچه تنهایم و تنها خواهم بود امّا همواره کسی با من بود


 ولی صد افسوس که من غافل از او، چشم بستم بر رحمت او.


ای خدای خوب!


من تو را خواهم و دانم که تویی محرم اسرار.


گرچه من غفلت کردم، تو مرا می­بخشی.


من به امید همین بخشش تو خواهم بود.


 


زینبیان ::: یکشنبه 3/8/88 ::: ساعت 2:50 عصر
   1   2   3   4      >


لیست کل یادداشت های وبلاگ
 

 
منوی اصلی
آمار بازدید
بازدید امروز : 3
بازدید دیروز : 11
بازدید کل : 4903
تا دیدار محبوب
درباره خودم
لوگوی وبلاگم
دردانه خلقت
پیوندهای روزانه

لینک دوستان
آرشیو وبلاگ
جستجو در وبلاگ